صالح عضيمة (مترجم: سيد حسين سيدى)
390
معنا شناسى واژگان قرآن (فرهنگ اصطلاحات قرآنى) (فارسى)
رعايت استحقاق در افاضهء وجود و عدم امتناع از افاضه و رحمت است ، به طورى كه امكان وجود يا امكان كمال فراهم گردد . » ايشان در كتاب عدل الهى مىگويد : « هر موجودى ، در هر مرتبهاى از وجود ، صاحب استحقاق خاصّى از حيث قابليّت كسب فيض مىباشد . و از آنجايى كه ذات مقدّس خداوند ، كمال مطلق و فيّاض على الاطلاق است ، مىبخشد و امساك نمىكند ؛ امّا به هر موجودى از وجود يا كمال وجود ، آنچه كه براى او ممكن است ، مىبخشد . » از اين مسأله ، مسائل فراوان و مرتبط به هم ناشى مىشود كه همهء آنها مايهء اختلاف فكرى بين فرقهها و فقيهان و انديشمندان مسلمان است . وقتى خداوند سبحان ، منبع خير و سرچشمهء كمال باشد ، چرا در ملك او شر ببينيم ؟ و چرا در ميان آفريدههايش نقص ؟ همچنين اين اعمالى كه از بندگان - خير و يا شر - صادر مىشود ؛ آيا خداوند بندگانش را به آن سوق مىدهد و يا اين كه آنها در اين كارها اختيار دارند ؟ و يا اين كه مسأله امرى است ميان اين دو ؟ آيا اشياء حسن و قبح ذاتى دارند ، و يا اين كه تنها عقل به حسن و قبح آنها پى مىبرد ؟ و يا اين كه شرع حسن و قبح را تشخيص مىدهد و بر آن دو دلالت دارد ؟ يا عقل و شرع باهم در تفكيك و تشخيص آن دو شريكند ؟ همهء اين مسائل و شاخههاى آن محل بحث و نزاع ، رد و اثبات است ، كه بين اشاعره و معتزله در اين دو مسأله هيچ تساهلى وجود ندارد . آراى دو طرف در منابع معروف اسلامى پراكنده است كه مهمترين آن مقالة الاسلامييّن ، الفرق بين الفرق ، الملل و النحل ، المغنى ، طبقات المعتزله ، شرح نهج البلاغهء ابن ابى الحديد و ديگر كتابهاى حكيمان و فيلسوفان ، مثل فارابى ، ابن سينا ، خواجه نصير و رازى است . خودمان را درگير اختلافهايى كه منشأ آن كينه و تعصّب مذهبى - سياسى است - و از خطا ، بيهودگى و سخنان بيهوده خالى نيست - نمىكنيم و به بحث مفيدى كه مقصود ماست مىپردازيم . در قرآن تنها اشارههايى به عدالت خداوند و تنزيه او از ظلم آمده است ، مثل : إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ مِثْقالَ ذَرَّةٍ « 1 » ؛ إِنَّ اللَّهَ لا يَظْلِمُ النَّاسَ شَيْئاً « 2 » ؛ فَما كانَ اللَّهُ لِيَظْلِمَهُمْ وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ
--> ( 1 ) - نساء ( 4 ) آيهء 40 : در حقيقت ، خدا هموزن ذرهاى ستم نمىكند . ( 2 ) - يونس ( 10 ) آيهء 44 : خدا به هيچ وجه به مردم ستم نمىكند .